تبلیغات
امام علی(ع): بشنو و بفهم و باور کن بعد بکار ببند تا رستگار شوی.

السلام علیک یا فاطمة الزهراء یا قرة عین الرسول


برچسب ها: شهیده ، حضرت زهرا ، مادر ، خانم دو عالم ، انسیه حوراء ،

رسول خدا (ص): فاطمه پاره تن من است هرکه او را بیازارد من را آزرده.


برچسب ها: یا زهرا(س) ، درب خانه ، آتش ، نامردان ، قلب عالم ، نور چشم رسول الله ،

فاطمه محبوبه حق، مظهر آیات رب                  دخت احمد زوجه فرمانرواى كوثر است‏

       وه چه بانوئى كه در دریاى رحمت چون صدف                    یازده گوهر پدید از بطن آن نیك اختر است‏

                  گر چه در ایراد خطبه گوى سبقت را ربود                  خطبه‏هاى دلنشین زینبش جان پرور است‏

واى از آن ساعت كه زد فریاد اى فضه بیا                     چون بیامد دید زهرا بین دیوار و در است‏

                             (پیروى) در ماتم این بانوى والاتبار            سینه‏اش مجروح و دل‏سوزان و چشمانش‏تر است

 


برچسب ها: شهادت ، حضرت زهرا(س) ،

شیخ صدوق (ره) در كتاب نصوص از حبش بن معتمر از أبى ذر غفارى حدیث كند كه گفت: وارد شدم بر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در همان مرضى كه بوسیله آن از دنیا رحلت فرمود، پس به من فرمود: اى ابا ذر دخترم فاطمه را نزد من آر، ابو ذر گوید: برخاستم و نزد فاطمه آمده عرض كردم: اى بانوى زنان پدرت رسول خدا اجابت فرما. حضرت لباس خود را پوشید و بیرون آمد تا بر آن حضرت وارد شد، چون رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله را (در آن حال) دید خود را به روى او انداخت و گریست، از گریه او پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله نیز گریست و فاطمه را به خویش چسباند و فرمود: اى فاطمه پدرت به فدایت گریه مكن زیرا تو اولین كسى هستى كه در حالى كه به تو ستم شده و حقّت غصب شده و به ناحق گرفته شده به من ملحق شوى، و به همین زودى كینه‏ها و عداوتهاى نفاق آشكار گردد، و جامه دین را در بر گیرد، پس تو اولین كسى هستى كه نزد حوض (كوثر) بر من وارد شوى، عرض كرد: اى پدر كجا ملاقاتت كنم؟ فرمود: نزد حوض كوثر، و من شیعیان و دوستانت را سیراب كنم و دشمنانت و كسانى كه تو را به غضب درآورده‏اند از حوض دور كنم، عرض كرد: اى رسول خدا اگر نزد حوض ملاقاتت نكردم (كجا دیدارت كنم)؟

فرمود: نزد میزان. عرض كرد: اگر نزد میزان ملاقاتت نكردم؟ فرمود: نزد صراط (ملاقاتم كنى) و من به خدا عرض كنم: پروردگارا شیعه على را (از آتش و عذاب) سالم نگه‏دار ابو ذر گفت: دل زهرا (از این كلام) آرام شد، سپس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به من توجه فرموده گفت: اى ابا ذر این (فاطمه) پاره تن من است هر كه او را بیازارد مرا آزرده، هر آینه او بانوى زنان عالمیان است، و شوهرش سیّد اوصیاء است، و دو فرزندش آقایان اهل بهشتند، و همانا آن دو امام و پیشوایند چه آنكه قیام كنند و چه آنكه در خانه بنشینند، و پدرشان از آن دو بهتر است؛ و به زودى خداوند از صلب حسین‏ نه نفر پیشوایان و امامان امین و معصوم كه به عدل قیام كنند بیرون آورد، و از ما است مهدى این امّت، ابو ذر گفت: عرض كردم: اى رسول خدا! امامان بعد از شما چند نفرند؟ فرمود: به عدد نقیبان بنى اسرائیل. (بنی اسرائیل 12طائفه بودند)

الإنصاف فى النص على الأئمة (ع)   ترجمه رسولى محلاتى     ص: 206و207

 


برچسب ها: شهادت ، حضرت زهرا(س) ، رسول الله(س) ،

آشنایى كوتاه با صدّیقه كبرى، حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام‏

نام: فاطمه.

كنیه‏هاى مشهور: امّ الحسن، امّ الحسین، امّ ابیها، امّ الائمّه.

مشهورترین لقبها: زهرا، صدّیقه، طاهره، كبرى، سیّده، بتول.

پدر: حضرت محمّد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم پیامبر عظیم الشأن اسلام.

مادر: خدیجه علیها السّلام بنت خویلد همسر فداكار پیامبر اسلام.

محلّ تولد: مكّه.

سال تولد: سال دوم بعثت، و به روایتى: سال پنجم.

روز میلاد: بیستم جمادى الثانى.

نام همسر: على بن ابى طالب علیه السّلام، پسر عموى پیامبر اسلام.

زمان ازدواج: رجب یا ذى حجّه سال دوم هجرت در مدینه.

مدّت زندگانى با على علیه السّلام: نه سال.

میزان مهریّه: 400 مثقال نقره مسكوك فرزندان: حسن علیه السّلام، حسین علیه السّلام، زینب كبرى، امّ كلثوم و یك فرزند سقط شده به نام محسن شهادت: در سال یازدهم هجرى محل دفن: پنهان است تعداد احادیث و روایات باقیمانده در باره آن حضرت: حدود 2000 مورد.

تعداد سخنان باقیمانده از حضرت فاطمه: حدود 130 مورد.

تعداد اشعار باقیمانده از آن حضرت: حدود 29 قطعه.

تعداد خطبه‏هاى باقیمانده از آن حضرت: 2 خطبه.

سایر آثار علمى باقیمانده از آن حضرت: مصحف فاطمه علیها السّلام كه به خط همسر گرامش على علیه السّلام نوشته شده و در نزد فرزندان آن حضرت بوده و هم اكنون در دست حضرت قائم عجّل اللَّه تعالى فرجه الشریف مى‏باشد.

مشهورترین و صحیح‏ترین مناقب و فضائل آن حضرت:

1.اینكه غضب فاطمه علیها السّلام موجب غضب خدا و رسول او، و رضاى فاطمه سبب رضاى ایشان است.

2.فاطمه برترین زنان دو عالم است.

3.فاطمه معصوم از هر گونه گناه مى‏باشد.

4.آن حضرت محبوبترین و عزیزترین مردم در نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بوده است.

5.خداوند در روز قیامت، به آن حضرت اجازه شفاعت مى‏دهد.

6.صدور معجزات بسیار از حضرت فاطمه علیها السّلام.

7.بى‏مانند بودن ایمان و یقین فاطمه علیها السّلام.

8.زهد و قناعت نمونه.

9.احترام بى‏حدّ پیامبر به آن حضرت.

10. او عابدترین مردم در زمان خود بوده است.

11.صدق و راستگویى حضرت فاطمه علیها السّلام.

12.علم وافر آن حضرت.

زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(روحانى)، ص: 23و24


برچسب ها: مظلومه ، حضرت زهرا(س) ، شهادت ،

صدوق در كتاب: امالى از پیغمبر اكرم روایت میكند كه فرمود:

فاطمه دختر من بزرگترین زنان اولین و آخرین اهل جهان است. فاطمه زهراء پاره تن من است. زهرا نور دو چشم من است. زهرا میوه قلب من است. زهرا روح و جان من است. زهراء حوریه‏اى است كه به قیافه انسان در آمده. هنگامى‏ كه فاطمه در مقابل پروردگار خود در میان محراب عبادت مى‏ایستد . نور او براى ملائكه آسمان نظیر نور ستارگان از براى اهل زمین میدرخشد.

زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(نجفى)    ص: 182

حضرت زهرا (س) فرمود خوشروئى با مؤمن موجب بهشت است و خوشروئى با معاند متجاوز مایه پرهیز از عذاب دوزخ‏.

آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار    ج‏2    ص : 251

حضرت زهرا سلام اللَّه علیها فرمود: هر كس عبادت خالص خود را بالا بفرستد، خداوند متعال بهترین مصلحت او را پائین مى‏فرستد.

ایمان و كفر-ترجمه الإیمان و الكفر بحار الانوار    ج‏2    ص : 12

 


برچسب ها: یا زهرا(س) ، یا رسول الله(ص) ، پدر ، دختر ،

سلام.سال 1390 با همه فراز و نشیبهاش تمومه و سال 1391 با ............ داره میاد.

نوروز ما یه عادتهای خوبی داریم مثل خونه تکونی کردن،آشتی کردن با افرادی که قهریم،نو نوار کردن زندگی و وسایل،برنامه ریزی و نقشه کشیدن واسه سال جدید،دلجویی کردن و حلالیت گرفتن از کسانی که رنجوندیمشون،رفتن سر مزار کسانی که از دنیا رفتن و....... .

اما حرفم این نیست  میخوام یه چیز دیگری رو به یاد بیاریم.

ما خونه تکونی میکنیم که وقتی مهمون میاد تر و تمیز باشه و خوبم هست اما فراموش کردیم که خونه دلمون که مهمونش خداست رو بتکونیم،یادمون رفته از این شهر رو روابطمون که خدا و پسر حضرت زهرا (س) آقامون امام زمان (عج) نگاهش میکنن زشتی ها رو بتکونیم.

ما با افرادی که قهریم باهشون آشتی میکنیم که خیلی عالیه ولی یادمون رفته که خیلی وقته با خدا و امام زمان (عج) قهریم و اصلاً به روی خودمون هم نمیاریم که باید یه آشتی هم اینجا داشته باشیم بدی ما ایجا بیشتر معلومه چون نیاز نیست ما پا پیش بزاریم اونا اومدن فقط باید ما یه حلّه بگیم که خبری نیست.

ما واسه نوروز کلی نو نوار میکنیم و خوبم هست و لی به  فکر این نیستیم که یه کمی نو نواری و ارتقاءِ خوب هم واسه کارامون و رفتارامون ایجاد کنیم که وقتی آقامون میبینه بگه خدا این شیعه هام این قدر اومدن تو هم واسشون بنویس که من رو یاری کردن و برا ظهور من تلاش کردن.

ما واسه سال جدید کلی برنامه ریزی میکنیم که بایدم این طوری باشه ولی تو این فکر نیستیم که چقدر آقا با این برنامه هامون راضی میشه چقدر میتونیم به خدا نزدیک بشیم.

واسه سال جدید میفتیم دنبال حلالیت گرفتن از این و اون که خیلی خیلی عالیه ولی بازم یادمون رفته کسی که بیشتر از همه رنجوندیمش آقامونه که با هر کار خلافی که کردیم یه سنگ به طرفش انداختیم خدا که به ایشون نخورده باشه .اصلاً به فکر حلالیت گرفتن و راضی کردن آقامون نیستیم.

ما روزای آخر سال میریم سر مزار رفتگانمون که اینم خیلی خوبه آخ ولی اصلاً حواسمون نیست که  یه قبری هست که هزار و چهارصد ساله مخفیه و زائر هم ......

بسه دیگه نمیتونم بنویسم امسال که هم دل آقامون رو سوزوندیم و هم خودمون سوختیم ولی انشاالله اینسال دیگه چشمامون به ظهور آقامون روشن بشه.

آقاجون دیده هامون تیره و تار شد

نفسهامون تنگ شد

دست و پامون غل و زنجیر شد

کمرمون از غیبتت داره میشکنه

سحر کن تو را به خدا این شب هجران رو

اللهم عجل لولیک الفرج

 


برچسب ها: سال91 ، امام زمان(عج) ، خودمونی ، کارامون ، هفت سین ، نوروز ، عید ،

سه شنبه 15 آذر 1390

خطبه حضرت امام حسین (ع) در صبح عاشورا

   نوشته شده توسط: عشاق المهدی(ع)    نوع مطلب :محرم ،حضرت امام حسین(علیه السلام) ،

خطبه حضرت در صبح عاشورا و اتمام حجّت بر كوفیان

و آنگاه‌ حضرت‌ مركب‌ خود را طلبیده‌ و سوار شدند، و با صدای‌ بلند بطوریكه‌ همگی‌ می‌شنیدند چنین‌ خطبه‌ای‌ ایراد نمودند:

« ای‌ مردم‌! گفتار مرا بشنوید! و شتاب‌ نكنید تا آنچه‌ حقّ شماست‌ بر من‌ از اندرز و موعظه‌، شما را بدان‌ پند دهم‌؛ و عذر خود را در حركت‌ از مكّه‌ بسوی‌ شما برای‌ شما بیان‌ كنم‌! پس‌ اگر از درِ انصاف‌ در آئید و عذر مرا بپذیرید كه‌ البتّه‌ نیكبخت‌ باشید! و دیگر راه‌ مقاتله‌ و جنگ‌ با من‌ بر روی‌ شما بسته‌ می‌گردد! و اگر عذر مرا نپذیرید و حجّت‌ مرا كافی‌ ندانید، پس‌ در آن‌ هنگام‌ رأی‌ خود و شریكان‌ خود را روی‌هم‌ گرد آورده‌، تا اینكه‌ كار شما و امر شما بر شما پوشیده‌ نماند؛ و سپس‌ بدون‌ هیچ‌ مهلتی‌ به‌ من‌ بپردازید و كار خود را یكسره‌ كنید! بدانید كه‌ صاحب‌ اختیار و ولیّ من‌ خداست‌ كه‌ قرآن‌ كریم‌ را بفرستاد؛ و او زمام‌ امور مردمان‌ صالح‌ را در دست‌ دارد.»

پس‌ حمد خدای‌ را بجا آورد، و ثنای‌ او بگفت‌، و درود بر پیغمبر بفرستاد، و هیچ‌ خطیبی‌ دیده‌ نشد نه‌ قبل‌ از او و نه‌ بعد از او كه‌ چنین‌ با بلاغت‌ در گفتار خود مطالب‌ را ادا كند.

و پس‌ از آن‌ فرمود: اوّل‌ نَسَب‌ مرا در نظر آورید! و ببینید من‌ كیستم‌؟ و سپس به‌ افكار خود مراجعه‌ كنید و آن‌ را مورد عتاب‌ و سرزنش‌ قرار دهید!‌ ببینید ‌آیا كشتن‌ من‌ برای‌ شما سزاوار است‌؟! و‌ای پاره‌ كردن‌ حرمت‌ من‌ بر شما جائز است‌؟! مگر من‌ پسر دختر پیغمبر شما نیستم‌؟ مگر من‌ پسر وصیّ پیغمبر و پسر عموی‌ او كه‌ اوّل‌ مؤمن‌ و تصدیق‌ آورنده‌ به‌ رسول‌ الله‌ و به‌ آنچه‌ از جانب‌ خدا بر او نازل‌ شده‌ بود نیستم‌؟ مگر حمزه‌ سیّد الشّهداء عموی‌ پدر من‌ نیست‌؟ مگر جعفر كه‌ به‌ دو بال‌ خود در بهشت‌ پرواز می‌كند، عموی‌ من‌ نیست؟

آیا مگر به‌ شما نرسیده‌ است‌ گفتار رسول‌ خدا كه‌ درباره‌ من‌ و برادرم‌ فرمود: هَذَانِ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّه.« این‌ دو نفر دو سیّد و آقای‌ جوانان‌ بهشتند.»؟

پس‌ اگر مرا در این‌ گفتار تصدیق‌ دارید و بدانید كه‌ من‌ راست‌ می‌گویم‌؛ و سوگند به‌ خدا از وقتی‌ كه‌ دانسته‌ام‌ خداوند دروغگو را دشمنِ مبغوض‌ شمرده‌ است‌، سخن‌ دروغی‌ را بر زبان‌ نیاورده‌ام‌ (از كشتن‌ من‌ صرف‌ نظر كنید)! و اگر گفتار مرا باور ندارید و این‌ كلام‌ را تكذیب‌ می‌كنید، اینك‌ در میان‌ شما كسی‌ هست‌ كه‌ شما را خبر دهد! از جابربن‌ عبدالله‌ أنصاری‌ و أبوسعید خُدری‌ و سَهْل‌بن‌ سَعد ساعدیّ و زید بن‌ أرقَم‌ و أنس‌ بن‌ مالك‌ سؤال‌ كنید! آنان‌ به‌ شما خبر می‌دهند كه‌ رسول‌ خدا درباره‌ من‌ و برادرم‌ چنین‌ فرموده‌ است‌. آیا این‌ معنی‌ مانع‌ و حاجز از ریختن‌ خون‌ من‌ نمی‌شود؟

شمر گفت‌: آن‌ كسیكه‌ بفهمد تو چه‌ می‌گوئی‌، خدا را بر یك‌ جانب‌ عبادت‌ كرده‌ است‌!

حبیب‌ بن‌ مظاهر در پاسخ‌ شمر گفت‌: سوگند به‌ خدا كه‌ من‌ می‌بینم‌ تو را كه‌ خدا را بر هفتاد جانب‌(از شكّ و شبهه‌) عبادت‌ می‌كنی‌! خداوند بر دل‌ تو مُهر زده‌ است‌.( و دیگر یارای‌ فهم‌ و ادراك‌ ندارد.)

حضرت‌ سیّد الشّهداء فرمود: اگر در این‌ امر شكّ دارید،‌آیا در این‌ هم‌ شكّ دارید كه‌ من‌ پسر دختر پیغمبر شما هستم‌؟! سوگند به‌ خدا در میان‌ مشرق‌ و مغرب‌ عالم‌، پسر دختر پیغمبری‌ غیر از من‌، نه‌ در میان‌ شما و نه‌ در میان‌ غیر شما نیست‌!‌ وای‌ بر شما!‌ آیا كسی‌ را از شما كشته‌ام‌ كه‌ به‌ طلب‌ قصاص‌ گرد آمده‌اید؟ یا مالی‌ را از شما تملّك‌ نموده‌ام‌، یا جراحتی‌ و زخمی‌ زده‌ام‌ كه‌ برای‌ تلافی آمده‌اید؟!

هیچیك‌ از آنان‌ سخنی‌ نگفت!

حضرت‌ ندا سر داد: ای‌ شَبَث‌ بن‌ رِبْعِیّ! و ای‌ حجّار بن‌ أبْجُر! و ای‌ قَیس‌ بن‌ أشعَث‌! و ای‌ یزید بن‌ حارِث‌!‌ آیا شما به‌ من‌ در نامه‌ ننوشتید كه‌: میوه‌های‌ درختان‌ رسیده‌ است‌! و اطراف‌ زمین‌ سرسبز گردیده‌است‌! اگر به‌ سوی‌ ما بیائی‌، به‌ سوی‌ لشكری‌ آماده‌ معاونت‌ و كمك‌ در تحت‌ فرمان‌ خود خواهی‌ آمد؟!

قیس‌ بن‌ اشعث‌ گفت‌: ما نمی‌دانیم‌ تو چه‌ می‌گوئی‌! ولیكن‌ برای‌ حكم‌ و فرمان‌ پسر عمویت‌ (یزید) تنازل‌ كن‌؛ آنان‌ برای‌ تو نمی‌خواهند مگر آنچه‌ را كه‌ تو بپسندی!

« حضرت‌ سیّد الشّهداء علیه‌ السّلام‌ در اینحال‌ فرمود: نه‌ سوگند به‌ خدا! چون‌ ذلیلان‌ دست‌ ذلّت‌ به‌ شما ندهم‌! و مانند بردگان‌ بار ظلم‌ و ستم‌ شما را به‌ دوش‌ نمی‌كشم‌!

و پس‌ از آن‌ فرمود: ای‌ بندگان‌ خدا! من‌ پناه‌ می‌برم‌ به‌ پروردگار خودم‌ و پروردگار شما از اینكه‌ مرا سنگباران‌ كنید!‌ من‌ پناه‌ می‌برم‌ به‌ پروردگارم‌ و پروردگار شما از هر متكبّری‌ كه‌ بروز پاداش‌ و حساب‌ ایمان‌ ندارد.»

‌برگرفته از كتاب

لمعات الحسین علیه‌السلام           نام مؤلف: سیّد محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی‌


برچسب ها: خطبه ، صبح عاشورا ، امام حسین(ع) ، اتمام حجت ، کوفیان ،

دعای حضرت در صبح عاشورا

از حضرت‌ سیّد السّاجدین‌ و زین‌ العابدین‌ علیه‌ السّلام‌ روایتست‌ كه‌:

« و چون‌ صبحگاهان‌ لشكر به‌ نزد حسین‌ علیه‌ السّلام‌ آمدند، دستهای‌ خود را بلند نموده‌ و عرضه‌ داشت:

بار پروردگارا! در تمام‌ غصّه‌ها و اندوه‌ها، تو محلّ اتّكاء و اعتماد من‌ می‌باشی‌! و در هر گرفتاری‌ و شدّت‌، تو محلّ امید من‌ هستی‌! و در هر حادثه‌ای‌ كه‌ بر من‌ فرود آید و هر نازله‌ای‌ كه‌ بر من‌ وارد شود، تو محلّ اطمینان‌ و استعداد من‌ می‌باشی‌! چه‌ بسیار از هموم‌ و غموم‌ خود را كه‌ دل‌ در آن‌ ناتوان‌ می‌شد، و حیله‌ و چاره برای‌ رفع‌ آن‌ كوتاه‌ می‌آمد،‌ و دوست‌، انسان‌ را تنها می‌گذاشت‌، و دشمن‌ زبان‌ به‌ شماتت‌ می‌گشود؛ من‌ بارِ آن‌ حوادث‌ و هموم‌ را بسوی‌ تو آوردم‌، و شِكوه‌ آن‌ را به‌ تو نمودم‌؛ به‌ جهت‌ میل‌ و رغبتی‌ كه‌ به‌ تو داشتم‌ و به‌ غیر از تو نداشتم‌؛ پس‌ خداوندا تو همه‌ آنها را برطرف‌ نمودی‌! و امر مرا كفایت‌ كردی‌! بنابراین‌ ای‌ خدای‌ من‌! تو ولیّ تمام‌ نعمت‌ها هستی‌! و صاحب‌ هر نیكوئی‌! و منتهای‌ تمام‌ رغبت‌ها می‌باشی!»

‌برگرفته از كتاب

لمعات الحسین علیه‌السلام           نام مؤلف: سیّد محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی


برچسب ها: عاشورا ، دعا ، صبح ، امام حسین(ع) ،

خطبه حضرت در شب عاشورا در جمع اصحاب و برداشتن بیعت از آنها

حضرت‌ سیّد الشّهداء علیه‌ السّلام‌ روز تاسوعا نزدیك‌ غروب‌ آفتاب‌ اصحاب‌ خود را جمع‌ نمودند. و حضرت‌ علیّ بن‌ الحسین‌ زین‌العابدین‌ علیه‌ السّلام‌ می‌فرماید: من‌ نزدیك‌ رفتم‌ تا ببینم‌ به‌ آنها چه‌ می‌گوید؛ و من‌ در آن‌ وقت‌ مریض‌ بودم‌ پس‌ شنیدم‌ كه‌ پدرم‌ به‌ اصحاب‌ خود چنین‌ فرمود:

« ثنا و ستایش‌ خداوند را بجا می‌آورم‌ به‌ بهترین‌ ستایش‌، و او را در دو حال‌ مسرّت‌ و خوشی‌ و گرفتاری‌ حمد می‌كنم‌.

بار پروردگارا! من‌ حقّاً حمد و سپاس‌ تو را بجای‌ می‌آورم‌ كه‌ ما را به‌ نبوّت‌ بزرگوار و مكرّم‌ داشتی‌! و قرآن‌ را به‌ ما تعلیم‌ كردی‌! و در دین‌، ما را فقیه‌ و دانا نمودی‌! امّا بعد، من‌ حقّاً اصحابی‌ باوفاتر و بهتر از اصحاب‌ خودم‌، و نه‌ اهل‌ بیتی‌ نیكوكارتر و با صِله‌ و پیوندتر از اهل‌ بیت‌ خودم‌ سراغ‌ ندارم‌؛ پس‌ خداوند شما را از طرف‌ من‌ به‌ بهترین‌ جزائی‌ پاداش‌ دهد! آگاه‌ باشید كه‌ من‌ در رفتن‌ به‌ شما اذن‌ و اجازه‌ دادم‌؛ پس‌ همگی‌ بروید كه‌ عقد بیعت‌ را از شما بگسستم‌ و نسبت‌ به‌ خود، بر شما عهده‌ و ذِمامی‌ ندارم‌. اینك‌ شب‌ در رسیده‌ است‌ و پوشش‌ آن‌ شما را در بر گرفته‌ است‌؛ آن‌ را چون‌ شتر راهواری‌ بگیرید و متفرّق‌ شوید!»

برادران‌، و فرزندان‌، و پسران‌ برادر، و پسران‌ عبدالله‌ بن‌ جعفر، و مسلم‌ بن عَوسجه‌، و زهیر بن‌ القَیْن‌، و جماعتی‌ دیگر از اصحاب‌ برخاستند و ‌ هر یك‌ با زبانی‌ اعتذار آمیز گفتند‌ که: ما بعد از تو باقی‌ نباشیم‌! و خداوند ما را پس‌ از تو زنده‌ نگذارد! ابداً ابداً چنین‌ كاری‌ نخواهیم‌ كرد؛ بلكه‌ آرزو داشتیم‌ چندین‌ جان‌ داشتیم‌ و همه‌ را در راه‌ تو فدا می‌كردیم.

‌برگرفته از كتاب

لمعات الحسین علیه‌السلام           نام مؤلف: سیّد محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی


برچسب ها: شب عاشورا ، امام حسین(ع) ، حذف کردن بیعت ،

یکشنبه 13 آذر 1390

یا اباالفضل العباس(ع)

   نوشته شده توسط: عشاق المهدی(ع)    نوع مطلب :محرم ،پند ،

سقایت عباس (ع)
هنگامى كه حضرت ابوالفضل ، تشنگى كشنده اهل بیت و اطفال برادرش را دید، از درد و خشم آتش گرفت پس آن شخصیّت والا بر آن شد تا براى به دست آوردن آب، به زور متوسل گردد. سى سوار و بیست پیاده همراه این شهامت مجسم به راه افتادند. با خود بیست مشك آب برداشتند و راه((شریعه فرات)) را پیش گرفتند.(( نافع بن هلال مرادى)) كه از اصحاب بزرگ حضرت امام حسین بود، پیشاپیش آنان مى تاخت . عمرو بن حجاج زبیدى كه از جنایتكاران جنگ كربلا و مسؤ ل نگهبانى از فرات بود، راه را بر نافع گرفت و از او پرسید:

به چه كار آمده اى؟

آمده ایم آبى را كه ما را از آن بازداشته اى بنوشیم.

بنوش ، گوارایت.

آیا من بنوشم ولى حسین و دیگر اصحابش كه مى بینى تشنه باشند؟!

براى آنان نمى شود آب برد، ما را اینجا گذاشته اند تا آنان را از آب منع كنیم.

اصحاب قهرمان امام ، توجهى به او نكردند، سخنان او را به مسخره گرفتند و براى برداشتن آب به سمت فرات رفتند.

((عمرو بن حجاج)) با جماعتى از سپاهیانش بر آنان تاختند، لیكن قهرمان كربلا ابوالفضل و نافع ، حمله آنان را دفع  كردند و مشكها را پر نموده و به فرماندهى ابوالفضل ، به مكان خود بازگشتند. در این درگیرى ، از هیچ طرف ، كسى كشته نشد.

ابوالفضل ، تشنگان اهل بیت را آب نوشاند و آنان را از تشنگى نجات داد. از آن روز، حضرت ملقّب به((سقّا)) شد، كه از مشهورترین و محبوبترین القاب حضرت است و مردم ایشان را بیشتر با این لقب مى شناسند.{ انساب الاشراف ، ج 1، ق1}

برگرفته از کتاب

زندگانى حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام  اثر: علّامه محقق حاج شیخ باقر شریف قرشى  ترجمه : سیّد حسن اسلامى


برچسب ها: علمدار ، حضرت عباس(ع) ، برادر ، با وفا ، عباس بن علی(ع) ،

شنبه 12 آذر 1390

صحبت امام حسین(ع) با مردم

   نوشته شده توسط: عشاق المهدی(ع)    نوع مطلب :محرم ،پند ،حضرت امام حسین(علیه السلام) ،

خطبه حضرت در مكانی به‌نام"بی ضه"، در بیان علت قیام، توصیف خود و توصیف اهل كوفه

از طبری‌ نقل‌ است‌ كه‌ أبو مِخْنَف‌ از عَقَبه‌ بن‌ أبی‌العِیزاز روایت‌ كرده‌ است‌ كه‌ حسین‌ علیه‌ السّلام‌ اصحاب‌ خود و اصحاب‌ حرّ را در بیضَه‌ مخاطب‌ قرار داده‌ و بدین‌ خطبه‌ مشغول‌ شد:

« پس‌ حمد خداوند را بجای‌ آورد و ثنا بر او فرستاد، و سپس‌ فرمود:

ای‌ مردم‌! رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلّم‌ فرمود: هر كسی‌ ببیند سلطان‌ ستمگری‌ را كه‌ حرام‌ خدا را حلال‌ شمرد، و عهد خدا را بشكند، و خلاف‌ سنّت‌ رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ رفتار كند، و در میان‌ بندگان‌ خدا به‌ گناه‌ و ستم‌ عمل‌ كند؛ و آن‌ شخص‌ بیننده‌ سكوت‌ اختیار كند، ونه‌ از راه‌ كردار و نه‌ از راه‌ گفتار، او را سرزنش‌ نكند و در مقام‌ انكار و عیب‌ گوئی‌ بر نیاید؛ بر خداوند واجب‌ است‌ كه‌ او را به‌ همان‌ جائی‌ ببرد كه‌ آن‌ سلطان‌ جائر را می‌برد.

آگاه‌ باشید كه‌ این‌ طائفه‌ ستمگر و حكّام‌ جائر بنی‌ اُمیّه‌، پیوسته‌ از شیطان‌ پیروی‌ نموده‌ و طاعت‌ او را بر خود لازم‌ دانستند، و اطاعت‌ خداوند رحمن‌ را ترك‌ گفتند، و زشتی‌ و فساد را ظاهر نمودند، و حدود خدا را تعطیل‌ كردند، و غنائم‌ و فَیْء را كه‌ متعلّق‌ به‌ همه‌ مسلمین‌ است‌ اختصاص‌ به‌ خود دادند، و حرام‌ خدا را حلال‌ شمردند؛ و حلال‌ خدا را حرام‌ شمردند. و من‌ از غیر خودم‌ سزاوارترم‌ (به‌ جلوگیری‌ از این‌ امور و نهی‌ كردن‌ از آنها و زمام‌ امور مسلمانان‌ را به‌ دست‌ گرفتن‌، تا به‌ احكام‌ قرآن‌ و سنّت‌ رسول‌ الله‌ عمل‌ شود).

نامه‌های‌ شما به‌ من‌ رسید! و رسولان‌ شما نزد من‌ آمدند! كه‌ شما همه‌ با من‌ بیعت‌ كرده‌اید كه‌ مرا تسلیم‌ دشمن‌ نكنید، و مرا تنها و بی یاور نگذارید و مخذول‌ و منكوب‌ ننمائید! اگر حال‌ بر بیعت‌ خود پایداری‌ می‌كنید، راه‌ رشد و صواب‌ همین‌ است‌!

من‌ حسین‌ فرزند علیّ هستم‌. من‌ پسر فاطمه‌ دختر رسول‌ الله‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ هستم‌. جان‌ من‌ با جانهای‌ شماست‌! و اهل‌ من‌ با اهل‌ شماست‌!( از نقطه‌ نظر تعیّن‌ و تشخّص‌ زندگی‌، برای‌ خود مزیّتی‌ قائل‌ نشدم‌، و در جاه‌ و مال‌ چیزی‌ را به‌ خود منحصر ننمودم‌! خودم‌ و اهلم‌ مانند شما و اهل‌ شماست‌.) لیكن‌ من‌ اُسْوه‌ و الگو و سرمشق‌ شما هستم‌(كه‌ باید از من‌ پیروی‌ كنید و مرا امام‌ و مقتدای‌ خود بدانید! و در دور بودن‌ از زندگانی‌ متجمّلانه‌، و ترك‌ تبذیر و اسراف‌، و دست‌ نبردن‌ به‌ فَیْء و غنیمت‌، به‌ من‌ تأسّی‌ كنید!) و اگر این‌ كار را نكنید، و عهد و پیمان‌ خود را بشكنید، و بیعت‌ را از ذ مّه‌های‌ خود بردارید؛ به‌ جان‌ خودم‌ سوگند كه‌ این‌ عمل‌ از شما بدیع‌ و تازه‌ نیست‌!شما با پدر من‌، و برادر من‌، و پسر عمّ من ‌ مسلم‌ بن عقیل‌ نیز چنین‌ كردید. پس‌ شخص‌ مغرور و گول‌ خورده‌، كسی‌ است‌ كه‌ به‌ اقبال‌ شما و توجّه‌ شما فریب‌ خورد! چون‌ شما از بهره‌ خود روی گردانیده‌ و بخت‌ خود را واژگون‌ نموده‌اید! و نصیب‌ خود را ضایع‌ و تباه‌ ساخته‌اید!‌

و بدانید: هر كس‌ كه‌ پیمان‌ بشكند، عواقب‌ وخیم‌ و عكس‌ العمل‌ پیمان‌ شكنی‌ بر عهده‌ خود اوست‌. و البتّه‌ خداوند بزودی‌ از شما بی‌نیاز می‌گرداند. و سلام‌ خداوند و رحمت‌ و بركات‌ خداوند بر شما باد!»

و چون‌ حضرت‌ سیّد الشّهداء علیه‌ السّلام‌ به‌ كربلا وارد شدند، دوات‌ و كاغذ طلبیده‌ و نظیر همین‌ خطبه‌ای‌ را كه‌ بیان‌ شد، برای‌ بزرگان‌ و اشراف‌ كوفه‌، آنانكه‌ گمان‌ می‌رفت‌ در خطّ مشی‌ آن‌ حضرت‌ هستند نوشتند. و پایان‌ نامه‌ را به‌ خاتَم‌ شریف‌ مُهر زده‌ و نامه‌ را پیچیدند و به‌ قَیس‌ ابن‌ مُسْهر صَیداوی‌ دادند تا به‌ كوفه‌ برساند.

‌برگرفته از كتاب

لمعات الحسین علیه‌السلام           نام مؤلف: سیّد محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی‌


برچسب ها: مردم ، ولایت ، امام حسین(ع) ، آموزه ، نصیحت ، محرم ،

خطبه حضرت در وقت ممانعت حُرّ

و چون‌ حرّ بن‌ یزید ریاحی‌ از حركت‌ آن‌ حضرت‌ به‌ كوفه‌ و یا مراجعت‌ به‌ مدینه‌ بشدّت‌ منع‌ كرد، آن‌ حضرت‌ در ذِی‌ حَسَم‌ بپاخاست‌، و طبق‌ روایت‌ طبری‌ در «تاریخ‌» از عَقَبه‌ بن‌ أبی‌ العیزاز:

پس‌ حمد خداوند را بجای‌ آورد و ثنای‌ او بگفت‌، و سپس‌ فرمود: امّا بعد، این‌ شدّت‌ و بلائی‌ كه‌ بر ما فرود آمده‌ است‌، شما خود می‌بینید؛ دنیا و جریان‌ امور روزگار واژگونه‌ شده‌ و چهره‌ زشت‌ و كریه‌ خود را نشان‌ داده‌ است‌. نیكوئیهای‌ دنیا همه‌ پشت‌ كرده‌اند، و دنیا بر همین‌ روش‌ شتابان‌ می‌گذرد؛ و چیزی‌ از آن‌ نمانده‌ است‌ مگر اندكی‌ كه‌ مانند قطراتِ آب‌ در ته‌ ظرف‌ جمع‌ شود؛ یا زندگی‌ پست‌ و ناچیزی‌ كه‌ چون‌ چراگاه‌ دِرو شده‌، خراب‌ و درهم‌ باشد. آیا نمی‌بینید كه‌ به‌ حقّ عمل‌ نمی‌شود؟! و از باطل‌ جلوگیری‌ به‌ عمل‌ نمی‌آید؟! و در این‌ صورت‌ حتماً باید مؤمن‌ حقّ جو، طالب‌ دیدار خدا و لقای‌ حقّ بوده‌ باشد. من‌ مرگ‌ را جز سعادت‌ نمی‌بینم‌، و زندگی‌ با ستمكاران‌ را جز ملالت‌ و خستگی‌ و كسالت‌ نمی‌نگرم‌.

در كتاب‌ «تحف‌ العقول‌» پس‌ از ذكر این‌ جملات‌ از خطبه‌، این‌ جمله‌ را نیز افزوده‌ است‌ كه‌ حضرت‌ فرمودند:

« مردم‌ بندگان‌ دنیا هستند، و دین‌ چون‌ آب‌ دهانیست‌ كه‌ بر روی‌ زبانهای‌ آنان‌ جاری‌ است‌، و تا جائیكه‌ معیشت‌های‌ آنان‌ فراوان‌ است‌، متعهّد و حافظ‌ دین‌ هستند؛ امّا زمانیكه‌ به‌ بلایا و مشكلات‌ آزمایش‌ شوند، دینداران‌ حقیقی‌ به‌ شماره‌ اندك‌ خواهند بود.»

و در این‌ حال‌ زُهَیر بن‌ القَین‌ و نافِع‌ بن‌ هِلال‌ و بُرَیر بن‌ خُضَیر هریك‌ جداگانه‌ برخاستند و مراتب‌ تأیید و تثبیت‌ خود را به‌ آن‌ حضرت‌ ابراز داشتند.

‌برگرفته از كتاب

لمعات الحسین علیه‌السلام           نام مؤلف: سیّد محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی‌


برچسب ها: حرّ(ره) ، عاقبت به خیری ، امام حسین(ع) ، خدا ، محرم ،

جمعه 11 آذر 1390

سخنان امام حسین (ع) با حرّ(ره)

   نوشته شده توسط: عشاق المهدی(ع)    نوع مطلب :محرم ،پند ،حضرت امام حسین(علیه السلام) ،

گفتار حضرت در پاسخ تهدید حُرّ و بیان آمادگی برای شهادت

حرّ بن‌ یزید با آن‌ حضرت‌ همراه‌ بود؛ و در راه‌ و حركت‌ جدا نمی‌شد و می‌گفت‌:

ای‌ حسین‌! من‌ با این‌ گفتارم‌ خدا را درباره‌ خودت‌ به‌ یادت‌ می‌آورم‌، كه‌ من‌ گواهی‌ می‌دهم‌ كه‌ اگر جنگ‌ كنی‌ كشته‌ خواهی‌ شد!

«حضرت‌ در پاسخ‌ حرّ فرمود: آیا از مرگ‌ مرا می‌ترسانی‌؟! و‌آیا اگر مرا بكشید، از پدیده‌ها و عواقب‌ ناپسند آن‌ رها می‌شوید؟!

من‌ همان‌ كلامی‌ را می‌گویم‌ كه‌ برادر أوسیِ ما به‌ پسر عموی‌ خود گفت‌ در وقتیكه‌ می‌خواست‌ برای‌ نصرتِ رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلّم‌ برود؛ و پسر عمویش‌ او را می‌ترسانید و می‌گفت‌: كجا می‌روی‌؟ تو حتماً كشته‌ خواهی‌ شد! او در جواب‌ گفت‌: من‌ حتماً می‌روم‌ و جوانمرد را از مرگ‌ ننگ‌ و عاری‌ نیست‌؛ اگر عملش‌ برای‌ حقّ باشد و از روی‌ حال‌ تسلیم‌ و رضا مجاهدت‌ كند. و با بذل‌ جان‌ و نفس‌ خود با مردمان‌ صالح‌ و نیكوكار مواسات‌ كند؛ و از مردم‌ مَطرود و ملعون‌ جدا شود، و با مُجرم‌ و گناهكار، طریق‌ ستیز و مخالفت‌ پیشه‌ سازد. پس‌ اگر من‌ زنده‌ بمانم‌ پشیمان‌ نگشته‌ام‌؛ و اگر بمیرم‌ مردم‌ مرا ملامت‌ نكنند، و این‌ خواری‌ و ذلّت‌ برای‌ تو بس‌ است‌ كه‌ زنده‌ بمانی‌، و مورد ظلم‌ و تعدّی‌ و تجاوز قرار گیری‌ و نتوانی‌ از حقّ خود دفاع‌ كنی!»

و شاید آن‌ كلمات‌ دُرَربار كه‌ علاّمه‌ معاصر توفیق‌ أبوعلم‌ در كتاب‌ خود موسوم‌ به‌ «أهل‌ البیت‌» آورده‌ است‌، پاسخ‌ حضرت‌ سیّدالشّهداء علیه‌ السّلام‌ در همین‌ جا به‌ حُرّ بن‌ یزید ریاحی‌ بوده‌ است‌؛ آنجا كه‌ فرماید:

« شأنِ من‌ شأن‌ كسی‌ نیست‌ كه‌ از مرگ‌ بترسد! چقدر مرگ‌ در راه‌ وصول‌ به‌ عزّت‌ و احیای‌ حقّ، سبك‌ و راحت‌ است‌. نیست‌ مرگ‌ در راه‌ عزّت‌ مگر زندگانی‌ جاویدان‌؛ و نیست‌ زندگانی‌ با ذلّت‌ مگر مرگی‌ كه‌ با او حیاتی‌ نیست‌. آیا مرا از مرگ‌ می‌ترسانی‌؟! هیهات‌؛ تیرت‌ به‌ خطا رفت‌! و گمانت‌ واهی‌ و تباه‌ شد!  من‌ آن‌ كسی‌ نیستم‌ كه‌ از مرگ‌ بترسم! نفس‌ من‌ از این‌ بزرگتر است‌، و همّت‌ من‌ عالی‌تر است‌ از آنكه‌ از ترسِ مرگ‌، بار ستم‌ و ظلم‌ را بدوش‌ بكشم‌؛ وآیا شما بر بیشتر از كشتن‌ من‌ توانائی‌ دارید؟! مرحبا و آفرین‌ به‌ كشته‌ شدن‌ در راه‌ خدا! ولیكن‌ شما توانائی‌ بر نابودی‌ مَجد من‌، و محو و نیستی‌ عزّت‌ و شرف‌ من‌ ندارید! پس‌ در این‌ صورت‌، من‌ باكی‌ از كشته‌ شدن‌ ندارم‌«

و سیّد الشّهداء علیه‌ السّلام‌ همان‌ كسی‌ است‌ كه‌ می‌فرمود:

« مردن‌ در راه‌ عزّت‌ وبا عزّت‌ بهتر است‌ از زندگی‌ با ذلّت‌«

و همان‌ كسی‌ است‌ كه‌ در موقع‌ جنگ‌ نمودن‌، و حمله‌ور شدن‌ بر سپاه‌ دشمن‌ رَجَز می‌خواند و می‌فرمود:

« مرگ‌ بهتر است‌ از مرتكب‌ عار و ننگ‌ شدن‌؛ و عار بهتر است‌ از دخول‌ در آتش‌«

(یعنی‌ آنچه‌ مرا به‌ آن‌ امر می‌كنید كه‌ تسلیم‌ شدن‌ به‌ حكم‌ یزید و عبیدالله‌ بن‌ زیاد باشد، برای‌ من‌ عار است‌؛ و مرگ‌ برای‌ من‌ بهتر از مرتكب‌ عار شدن‌ من‌ است‌. و اینكه‌ شما دست‌ از جنگ‌ بر نمی‌دارید و آن‌ را عار می‌پندارید، غلط‌ است‌؛ زیرا این‌ مرتكب‌ عار شدن‌ بهتر از دخول‌ در آتش‌ جهنّم‌ است‌. و این‌ فرمایش‌ حضرت‌ در مقابل‌ كلام‌ عمر است‌ كه‌ در وقت‌ مردن‌ چون‌ أمیرالمؤمنین‌علی علیه‌السّلام‌ به‌ او فرمودند: اعتراف‌ كن‌ بر غصب‌ خلافت‌ من‌، در پاسخ‌ گفت‌: این‌ اقرار و اعتراف‌  برای‌ من‌عار است‌؛ النّارُ وَ لا الْعارُ؛ من‌ راضی‌ دارم‌ داخل‌ آتش‌ جهنّم‌ گردم‌ و چنین‌ اعترافی را كه‌ برای‌ من‌ عار است‌ نكنم‌.)

‌برگرفته از كتاب

لمعات الحسین علیه‌السلام           نام مؤلف: سیّد محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی‌


برچسب ها: موعظه ، عاقبت به خیر ، حرّ ، امام حسین(ع) ،

تعداد کل صفحات: 29 1 2 3 4 5 6 7 ...